آرامـــ ـتــر از פֿـواب בرخــتــاטּ

جاده

همان جاده که گذشته

از جوانی جنگل

از پیری خانه های ایستاده در برابرش

از آغوش مرد برگشته از آغوش

همان جاده که برداشته

ستون های باستانی را

سایه های باستانی را

دارد برمیدارد از دشت های من

ردپای تورا

همان جاده!

  • کارها بلندتر از کلمات حرف می زنن




[ بازدید : 411 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 22 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
قرارِ زندگی

ذرات کائنات

به دیدار ژرف بین

هریک گشوده پیش چشم نگاه تو دفتری:

گوید :

"قرارِ زندگی

از بی قراری است

چون بوسه ای و

زمزمه ای و

کبوتری "



  • هرچیزی آخرش درست میشه اگه درست نشد پس آخرش نیست




برچسب ها: زندگی ,
[ بازدید : 340 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ شنبه 20 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
صندوقچه


یکی از دوستان زحمت کشیدن این شعرو گذاشتن و خواهش کردن اونو تو وبم بذارم :

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

حرفی بزن ای "قلب " مرا برده به تاراج


ای موی پریشان تو دریای خروشان

بگذار مرا غرق کند این شب مواج


یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج


ای کشته ی سوزانده ی بر باد سپرده

جز عشق نیاموختی از قصه حلاج


یک بار دگر کاش به ساحل برسانی

صندوقچه ای را که رها گشته در امواج



  • همیشه میتوانی خورشید را درون خود بیابی فقط کافیست در تکاپوی یافتن آن باشی





[ بازدید : 404 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ چهارشنبه 17 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
فصل


من


در درگاه بلند فصل ها می ایستم

چندان که گیسوانم

رشته رشته

در درازی باد

رنگ در بازد...

چندان که گیسوان من

رشته رشته به سپیدی گراید و

خاک

غبار مهربان دلم را

میعاد گاه زنجرگان عاشق کند.

خبرم هست

هست

هست

که باغچه

هم از آن گونه که بود

دلخون خودرویی شقایق هاست .

و حضور شبح گونه ی باد را

-هم از آن دست

کز این پیش-

از شیوه ی عاشق کش بید

احساس توان کرد.

در تُردی کبود سپیده دمان

که پنداری

هوا

به خرمن مرطوب اطلسی های نو سیراب

عشق می ورزد .



  • از زخم زبان های مردم دنیا ناراحت نباش !اینها همان هایی هستند که به هوای بارانی میگویند خراب...




برچسب ها: باد , باغچه , عاشق ,
[ بازدید : 370 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ سه شنبه 16 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
میدل مارچ

من عاشق کتابم زیاد کتاب میخونم این کتابم تازه خوندمشو

دیروزتمومش کردم تونستین بخونین حتما خوشتون میاد.

(امیدوارم خوشتون بیاد)


میدل مارچ

نوشته جورج الیوت

ترجمه مینا سرابی

این کتاب یه رمان انگلیسیه دو جلدیه و 1227 صفحه است داستان

اون راجع به دختریه به اسم دورتا که تو یه منطقه کوچیک به

اسم میدل مارچ زندگی میکنه .یه شهرکوچیک با ادمایی به خلق

و خوی خاص خودشون .

داستان در کنار این آدما و با نشون دادن زندگی اونا پیش میره .

دورتا دختری جوان و خیال پردازه که یه سری از خصوصیات

خود نویسنده کتاب رو هم داره . دورتا در اوج زیبایی در هجده

سالگی با یه پیرمرد ازدواج میکنه .داستان درباره دو ازدواج این

دختر جوانه.

البته فیلم تلویزیونی اون هم ساخته شده .کتاب خوبیه

مخصوصابرای کسایی که زیاد کتاب میخونن و رمان های

ایرانی راضیشون نمیکنه .

یه چیز جالب دربار ه نویسند ه کتاب :هنری جیمز نویسنده

آمریکایی راجع به جورج الیوت به پدرش گفته "اول آنکه او

به طرز غریبی زشت و کریه است .پیشانی کوتاه ,چشمان

خاکستری کمرنگ ,بینی بزرگ آویخته و دهانی گشاد پر از

دندان های نامرتب دارد .اما در این زشتی,قدرمندترین

زیبایی نهفته است به طوری که ظرف چند دقیقه ذهن را

میرباید و افسون میکند ,چنانکه شما هم مثل من عاشقش

میشوید ".



  • همه میگن عشق یعنی دوست داشتن اما من میگم عشق یعنی خدا رو داشتن



موضوعات: کتابای دوست داشتنی من ,

[ بازدید : 504 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 15 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
پنجره ای که نیستی

فرقی نمیکند

بارانی باشی یکریز

که خشک و تر را

با هم نمیسوزاند

یا آتشی که گل میکند

مابین کفر و یقین

یا اینکه چوبی خشک

که پاره میکند

دل دریا را

یا حتی خودت باشی که...


ادامه مطلب ...


برچسب ها: آسمان ,
[ بازدید : 431 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ شنبه 13 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
میراث

پاره ای

مشعل همسایه را

روشن میکنند

پاره یی خاموش .

اینها مردم بی تاریخند:

مصداق های خوب و بد ,

تاریکی و روشنی روزی و شبی

بریده از زمان ,

دو روی پاره ی کاغذی

بی نیاز از برگه ی دفتری بودن.

پاره یی

خود

مشعلند

تا پایان میسوزند

تا لحظه های خاکستر؛

مشعل های غمناکی که روشن میکنند

فرسخ شماره های راه بی انتهای زمان را.



  • خدایاجونم دوست دارم خیلی زیاد .بوس




[ بازدید : 392 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ پنجشنبه 11 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
حادثه


حادثه آغازین

تلاقی دو نگاه بود .

مرا فرزند آن حادثه نامیدند.

حادثه ای که فراز وفرود را

پیش روی من نهاد

من شیدا و غمزده

فراز و فرود آنان را

با دویدن آغازیدم

زیرا,حادثه ازل ,

نقطه عطفی است

در نهایت اندیشه عاشق.


  • کسی راباور داشتن یه قدم بالاتر از دوست داشتن است...





برچسب ها: عشق , انسان , فرزند ,
[ بازدید : 406 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ پنجشنبه 11 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
جاذبه زمین




موضوعات: روزمرگی های من ,

[ بازدید : 386 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ جمعه 30 / 3 ] [ ] [ سارا ] [ ]
کــمــک

سلام. تصمیم گرفتم بخشای جدید به وبم اضافه کنم فعلا چن تا

موضوعی که به نظرم میرسه رو اضافه میکنم تا بعد با کمک

شما دوستای خوبم مطالبم بیشتر شه خوشحال میشم با

پیشنهاداتون بهم کمک کنید .

دوستون دارم خیلی زیاد





[ بازدید : 349 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 8 / 2 ] [ ] [ سارا ] [ ]
/html>
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود تک آهنگ انجام پروژه متلب میهن ام پی تری پرینتر سه بعدی
بستن تبلیغات [X]